چرا محیط مطب کودک اهمیت دارد ؟
چرا محیط مطب کودک اهمیت دارد ، اولین باری که کودک وارد مطب دندانپزشکی میشود، فقط وارد یک فضای درمانی نمیشود؛
او قدم به دنیایی میگذارد که برایش کاملاً ناآشناست.
برای ما بزرگسالان، مطب دندانپزشکی جایی آشناست. میدانیم چرا آمدهایم، چه کاری قرار است انجام شود و معمولاً میتوانیم خودمان را برای آن آماده کنیم. حتی اگر استرس داشته باشیم، حداقل «میفهمیم» چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
اما برای کودک، بهویژه در سنین حدود ۳ تا ۹ سال، داستان کاملاً متفاوت است.
ذهن کودک هنوز مثل ذهن ما منطقی و تحلیلی عمل نمیکند. او دنیا را با احساساتش میشناسد، نه با توضیح و استدلال. صداها، نورها، بوها، چهرهها و رفتار آدمها برایش معنا میسازند؛ نه کلمات تخصصی و توضیحات طولانی.
در همان چند دقیقهی اول ورود به مطب، حتی قبل از اینکه دندانپزشک شروع به صحبت کند، کودک در حال ارزیابی است. البته نه ارزیابی آگاهانه و منطقی؛ بلکه یک قضاوت کاملاً احساسی و ناخودآگاه.
او با خودش نمیگوید:
«این مطب استاندارد است یا نه؟»
بلکه در ذهنش سؤالهایی بسیار سادهتر و عمیقتر شکل میگیرد:
- «اینجا امن است؟»
- «آدمهای اینجا مهرباناند یا خطرناک؟»
- «قرار است به من درد برسد یا نه؟»
پاسخی که کودک در همان لحظات اول، از رفتارها، فضا و برخورد اطرافیان میگیرد، پایهی تمام واکنشهای بعدی او را میسازد؛
اینکه همکاری کند یا مقاومت، آرام باشد یا بترسد، اعتماد کند یا از همان ابتدا خودش را عقب بکشد.
در واقع، اولین برخورد با دندانپزشکی، فقط یک شروع ساده نیست؛
یا بذر اعتماد در ذهن کودک کاشته میشود،
یا هستهی ترس شکل میگیرد—ترسی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند سالها همراه او بماند.
مرکز دندانپزشکی تخصصی کودکان
دکتر سیده فاطمه محمودآبادی
متخصص دندانپزشکی کودکان
درمان تخصصی کودکان در محیطی آرام، امن
و متناسب با دنیای کودک
رزرو نوبت و مشاوره
کودک دنیا را حس میکند، نه تحلیل
یکی از اشتباههای رایج والدین این است که تصور میکنند اگر برای کودک توضیح بدهند «دندانپزشک برای سلامتی تو خوبه» یا «نترس، کاری نمیکنه»، ترس کودک از بین میرود. اما ذهن کودک، مخصوصاً در سنین ۳ تا ۹ سال، هنوز قادر به درک منطقی موقعیتها نیست. کودک قبل از آنکه بفهمد، احساس میکند؛ با دنیا ارتباط احساسی دارد نه تحلیلی. برای او، فضای دندانپزشکی فقط مجموعهای از بوها، صداها، رنگها و رفتارهاست که باید تصمیم بگیرد آیا این دنیا امن است یا تهدیدکننده.
مواردی که در چند دقیقه اول بر ذهن کودک اثر میگذارند | |
|---|---|
| 🎨 | رنگ دیوارها و محیط اطراف — رنگهای سرد و یکنواخت حس بیمارستان میدهند، رنگهای ملایم و شاد حس امنیت ایجاد میکنند. |
| 💡 | نور محیط — نور شدید و مستقیم ممکن است تهدیدکننده به نظر برسد، در حالیکه نور گرم و متعادل آرامشبخش است. |
| 🔊 | صدای دستگاهها — صدای ناگهانی و تیز برای ما معمولی است ولی در ذهن کودک میتواند یک هشدار خطر تلقی شود. |
| 🌸 | بوی مواد دندانپزشکی — بوی تند و شیمیایی، اولین علامت «فضای درمانی» است و اگر با گرما و لبخند جبران نشود، اضطراب میآورد. |
| 🙂 | حالت چهره و لحن پرسنل — کودک از چهره و لحن تصمیم میگیرد که آیا این افراد مهرباناند یا خطرناک. |
| 👨👩👧 | واکنش والدین — استرس و اضطراب والدین بهطور مستقیم به کودک منتقل میشود و میتواند ترس او را چند برابر کند. |
| ذهن کودک همهی این نشانهها را به سرعت کنار هم میگذارد تا به جواب برسد: «اینجا امن است یا نه؟» اگر پاسخ احساسیاش امنیت باشد، همکاری شکل میگیرد؛ اگر حس خطر کند، ترس و مقاومت شروع میشود. به همین دلیل، محیط درمان کودکان نباید فقط نسخه کوچکترِ مطب بزرگسالان باشد؛ بلکه باید فضایی بر پایهی حس امنیت، بازی و ارتباط باشد. کودک دندانپزشکی را با چشم و گوش و دلش تجربه میکند، نه با منطق. در واقع، طراحی درست محیط مطب دندانپزشکی، نخستین گام در ساختن اعتماد و آرامش کودک است. | |
اولین تجربه؛ حافظهای که سالها میماند
کودکان تجربههای احساسی را خیلی عمیقتر از آنچه ما فکر میکنیم، در ذهن خود نگه میدارند. شاید کودک بعدها یادش نیاید دقیقاً چه اتفاقی افتاده یا چه درمانی انجام شده، اما احساسی که در آن موقع داشته—ترس، آرامش، امنیت یا ناامنی—برای سالها در ذهنش باقی میماند.
ذهن کودک مثل ذهن بزرگسالان جزئیات را تحلیل نمیکند. او بیشتر از هر چیز، «حس کلی» تجربه را ثبت میکند. اینکه آیا در آن فضا احساس امنیت داشته یا نه، آیا کسی او را درک کرده یا مجبورش کرده، آیا ترسش دیده شده یا نادیده گرفته شده است.
اگر اولین مراجعه کودک به دندانپزشکی با اجبار، گریه، ترس، درد یا بیتوجهی به احساساتش همراه باشد، ممکن است این تجربه به یک خاطره منفی ماندگار تبدیل شود. در چنین حالتی، کودک ممکن است سالها از دندانپزشکی فرار کند، در هر مراجعه دچار اضطراب شدید شود و حتی در بزرگسالی هم ترس از درمانهای دندانپزشکی را با خود حمل کند.
اما اگر اولین تجربه در فضایی آرام، دوستانه و کودکمحور شکل بگیرد، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد بود. کودکی که احساس امنیت میکند، معمولاً همکاری بهتری نشان میدهد، اعتماد بیشتری به پزشک پیدا میکند و درمان را بهعنوان یک تجربه قابل تحمل یا حتی مثبت در ذهنش ثبت میکند.
اینجاست که اهمیت اولین تجربه مشخص میشود. نقش محیط مطب و نحوه برخورد با کودک، فقط به زیبایی یا دکور محدود نیست؛ این عوامل مستقیماً روی شکلگیری اعتماد، آرامش و نگرش کودک نسبت به درمان تأثیر میگذارند. اولین تجربه، فقط یک ویزیت ساده نیست؛ خاطرهای است که میتواند سالها همراه کودک بماند.

چرا مطب دندانپزشکی بزرگسالان برای کودک استرسزاست؟
بیشتر مطبهای دندانپزشکی بزرگسالان با یک هدف مشخص طراحی شدهاند:
سرعت، دقت و انجام مؤثر درمان.
این رویکرد برای بزرگسالان کاملاً منطقی است؛ اما برای کودک، اغلب نتیجهای کاملاً متفاوت دارد.
کودک هنوز نمیتواند منطق «درمان برای سلامتی» را درک کند. او فضا را نه با عقل، بلکه با
احساس تجربه میکند.
به همین دلیل، محیطی که برای بزرگسال عادی است، برای کودک میتواند تهدیدکننده باشد.
- فضا رسمی، جدی و گاهی سرد است
- دیوارها ساده و بدون رنگ یا عناصر کودکانهاند
- ابزارها بزرگ، فلزی و ناآشنا به نظر میرسند
- هیچ نشانهای وجود ندارد که به کودک بگوید «تو اینجا مهمی»
در چنین فضایی، کودک ناخودآگاه شروع به معناسازی میکند.
حتی اگر کسی چیزی نگوید، ذهن او پیامهای زیر را دریافت میکند:
- «من اینجا غریبهام»
- «این فضا برای من ساخته نشده»
- «کسی ترس من را نمیبیند»
این احساس نادیدهگرفتهشدن یا طردشدگی، خیلی سریع خودش را نشان میدهد؛
به شکل گریه، بیقراری، مقاومت یا همکاری نکردن.
در واقع، مشکل از «لجبازی» کودک نیست.
کودک دارد به محیطی واکنش نشان میدهد که برای او امن و قابل پیشبینی نیست.
به همین دلیل است که انتخاب محیط مناسب برای اولین تجربههای دندانپزشکی کودک اهمیت حیاتی دارد.
محیطی که کودک در آن احساس دیدهشدن، امنیت و آرامش کند، مسیر درمان را از همان ابتدا تغییر میدهد.
محیط کودکمحور؛ یعنی احترام به دنیای کودک
مطب دندانپزشکی کودکان فقط یک فضای رنگی و شاد نیست.
کودکمحور بودن، قبل از هر چیز یعنی دیدن کودک بهعنوان یک انسان مستقل با احساسات واقعی، نه صرفاً بیماری کوچک که باید درمان شود.
چنین محیطی، بدون آنکه حتی کلمهای گفته شود، پیامهای مهمی را به کودک منتقل میکند:
- «تو اینجا مهمی»
- «ما دنیای تو را میشناسیم و به آن احترام میگذاریم»
- «قرار نیست کسی به تو آسیب بزند»
وقتی فضا، صداها، رنگها و حتی برخورد تیم درمان متناسب با دنیای کودک طراحی شده باشد،
کودک احساس میکند وارد جایی شده که از قبل برای او آماده شده؛
نه محیطی که مجبور باشد خودش را با آن وفق دهد.
این تجربه ساده اما عمیق، به کودک میگوید:
«من دیده میشوم، شنیده میشوم و به احساساتم احترام گذاشته میشود.»
از همینجا است که اعتماد شکل میگیرد.
اعتمادی که نهتنها درمان را آسانتر میکند، بلکه پایهی یک رابطه سالم کودک با دندانپزشکی در سالهای آینده میشود.
نقش اتاق انتظار در کاهش اضطراب کودک
اضطراب کودک معمولاً از همان لحظهای شروع میشود که وارد مطب میشود، نه وقتی روی یونیت مینشیند.
اتاق انتظار، جایی است که ذهن کودک شروع به داستانسازی میکند.
اگر کودک مجبور باشد در فضایی ساکت، رسمی و بدون هیچ محرک مثبتی منتظر بماند، اضطرابش بهتدریج افزایش پیدا میکند.
اما وقتی در اتاق انتظار:
- اسباببازی مناسب سن وجود دارد
- کتاب یا تصاویر کودکانه دیده میشود
- فضا دوستانه و غیرتهدیدکننده است
ذهن کودک آرامتر میشود و فرصت پیدا میکند با محیط ارتباط برقرار کند.
این آرامش اولیه، تاثیر مستقیمی روی رفتار کودک در اتاق درمان دارد.
والدین؛ بخشی از محیط مطب، نه تماشاگر
محیط مطب فقط دیوار و وسایل نیست؛ رفتار والدین هم بخشی از این فضاست.
کودک بهشدت به واکنشهای پدر و مادرش توجه میکند.
اگر والدین:
- مضطرب باشند
- مدام بگویند «نترس»
- یا تجربههای منفی خودشان را یادآوری کنند
کودک پیام میگیرد که «واقعاً چیزی برای ترسیدن وجود دارد».
در مقابل، وقتی والدین آرام هستند و با اطمینان رفتار میکنند، حتی محیطهای ناآشنا هم برای کودک قابلتحملتر میشوند.
رنگها؛ زبان بیکلامی که کودک آن را کامل میفهمد
رنگ، یکی از قویترین محرکهای احساسی برای کودک است.
ذهن کودک، قبل از اینکه بفهمد کجاست، رنگها را میبیند و بر اساس آنها واکنش نشان میدهد.
فضاهای کاملاً سفید، خاکستری یا تیره، برای بزرگسال حس تمیزی و نظم میدهد، اما برای کودک اغلب یادآور بیمارستان، تزریق، درد و شرایط اضطراری است.
این رنگها ناخودآگاه پیام «مراقب باش» یا «اینجا جای خطرناکی است» را منتقل میکنند.
در مقابل، رنگهای ملایم و گرم، مثل ترکیبهای روشن آبی، سبز، زرد ملایم یا حتی استفاده هوشمندانه از طرحهای کودکانه، باعث میشود ذهن کودک کمتر در حالت دفاعی قرار بگیرد.
نکته مهم این است که محیط کودکمحور، قرار نیست شلوغ یا اغراقآمیز باشد. هدف، ایجاد حس امنیت است، نه تحریک بیش از حد.
کودکی که وارد فضایی میشود که از نظر رنگ برایش قابلتحمل و آشناست، سریعتر با محیط ارتباط برقرار میکند و کمتر احساس غریبی میکند.

نور، صدا و فضا؛ جزئیاتی که اضطراب کودک را میسازند یا آرام میکنند
نور، مخصوصاً برای کودک، موضوع بسیار حساسی است. نورهای تند، مستقیم و ناگهانی ــ بهویژه زمانی که بدون آمادگی به صورت کودک میتابند ــ میتوانند حس تهدید ایجاد کنند. برای یک بزرگسال، چراغ یونیت فقط یک ابزار درمانی است؛ اما برای کودک، این نور ممکن است بهصورت ناخودآگاه به معنای «الان قرار است اتفاق بدی بیفتد» تفسیر شود. به همین دلیل، در مطبهای کودکمحور تلاش میشود نور محیط بهشکلی مدیریت شود که کودک احساس امنیت کند.
- نور ملایمتر و غیرتهاجمی باشد
- بهتدریج و همراه با توضیح استفاده شود
- و کودک پیش از قرار گرفتن زیر نور، از نظر ذهنی آماده شود
وقتی کودک احساس کند چیزی ناگهانی به او تحمیل نمیشود، حس کنترل بیشتری روی شرایط پیدا میکند؛ و همین حس کنترل، نقش بسیار مهمی در کاهش اضطراب دارد.
صداها؛ عامل پنهان اما بسیار مؤثر در ترس کودک
صدا یکی از شایعترین دلایل ترس کودکان از دندانپزشکی است، حتی اگر خود کودک نتواند این ترس را توضیح دهد. صدای دستگاهها برای ما آشناست، اما برای کودک صدایی ناآشنا، تیز و گاهی تهدیدکننده به نظر میرسد. مشکل اصلی صدا، غافلگیرکننده بودن آن است.
وقتی کودک بدون هیچ توضیح قبلی صدایی بلند یا متفاوت میشنود، بدنش بهطور طبیعی واکنش نشان میدهد: ترس. در محیط کودکمحور تلاش میشود:
- صداها قبل از استفاده به کودک معرفی شوند
- کودک بداند این صدا از کجا میآید
- و مطمئن شود این صدا به معنی آسیب نیست
همین آگاهی ساده، شدت ترس را به شکل چشمگیری کاهش میدهد. کودک وقتی بداند چه چیزی در حال اتفاق افتادن است، کمتر احساس خطر میکند.
طراحی فضا؛ آیا کودک احساس میکند «جایش اینجاست»؟
یکی از تفاوتهای اساسی مطب کودکمحور با مطب بزرگسالان این است که کودک احساس میکند به او فکر شده است. وقتی همهچیز متناسب با قد، دید و دنیای کودک طراحی شده باشد، کودک احساس کوچکی و ناتوانی کمتری میکند.
در مقابل، فضاهایی که همهچیز در آنها بزرگ، بلند و رسمی است، ناخودآگاه حس ضعف و ترس ایجاد میکنند. اما طراحی مناسب باعث میشود کودک با خودش بگوید:
- «من اینجا غریبه نیستم»
- «این فضا برای من هم ساخته شده»
این حس تعلق، یکی از مهمترین پایههای اعتماد کودک به دندانپزشکی است.
نقش منشی و پذیرش؛ اولین تماس احساسی کودک با مطب
خیلی از والدین فکر میکنند تأثیر اصلی از زمانی شروع میشود که کودک وارد اتاق درمان میشود. اما در واقع، اولین برخورد کودک با مطب، معمولاً پشت میز پذیرش اتفاق میافتد.
لحن منشی، نوع صحبت با کودک، حتی اینکه آیا کودک دیده میشود یا نادیده گرفته میشود، همه اهمیت دارد.
اگر تمام گفتگو فقط با والد انجام شود و کودک کاملاً نادیده گرفته شود، کودک احساس میکند یک «شیء همراه» است، نه یک انسان مهم.
اما وقتی:
- اسم کودک صدا زده میشود
- با او همسطح صحبت میشود
- و با زبان ساده با او ارتباط برقرار میشود
کودک احساس میکند که حضورش به رسمیت شناخته شده است. همین حس ساده، اضطراب را به شکل قابل توجهی کاهش میدهد.
دستیار دندانپزشک؛ پل ارتباطی کودک با درمان
در بسیاری از موارد، کودک قبل از آنکه با خود دندانپزشک ارتباط بگیرد، ابتدا با دستیار او مواجه میشود.
به همین دلیل، دستیار میتواند نقش یک «واسط امن» را برای کودک بازی کند؛
یا برعکس، ناخواسته به عاملی برای تشدید ترس و مقاومت کودک تبدیل شود.
دستیاری که:
- با کودک آرام و قابلفهم صحبت میکند
- حرکات ناگهانی و شتابزده ندارد
- برای کودک زمان قائل میشود و عجله را منتقل نمیکند
به کودک این پیام مهم را میدهد که:
«عجلهای در کار نیست»
و «قرار نیست چیزی به او تحمیل شود».
همین پیام ساده، نقش بزرگی در کاهش اضطراب و افزایش همکاری کودک دارد.
در مقابل، رفتارهای تند، سریع یا کاملاً مکانیکی—even اگر از نظر فنی درست باشند—
برای ذهن کودک میتوانند تهدیدکننده تعبیر شوند و حس ناامنی ایجاد کنند.
در دندانپزشکی کودکان، نحوهی رفتار تیم درمان به اندازهی خود درمان اهمیت دارد.
دستیار آگاه و کودکمحور، میتواند اولین قدم در ساختن یک تجربهی امن و بدون ترس برای کودک باشد.

دندانپزشک کودک؛ فراتر از مهارت درمانی
دندانپزشک کودکان فقط کسی نیست که دندان کودک را درمان میکند؛ او کسی است که تجربه ذهنی کودک از دندانپزشکی را میسازد.
یک دندانپزشک کودکمحور:
- با کودک همسطح میشود
- عجله نمیکند
- اجازه میدهد کودک محیط را ببیند
- و به واکنشهای کودک احترام میگذارد
در چنین فضایی، کودک احساس میکند کنترل نسبی دارد.
و همین حس کنترل، یکی از مهمترین عوامل کاهش ترس است.
در مقابل، اگر کودک احساس کند:
- مجبور شده
- صدایش شنیده نمیشود
- یا واکنشهایش نادیده گرفته میشود
حتی اگر درمان بدون درد انجام شود، تجربه ذهنی او منفی خواهد بود.
چرا انتخاب مطب کودکمحور، یک سرمایهگذاری بلندمدت است؟
کودکی که یاد میگیرد در یک محیط درمانی احساس امنیت کند، در آینده:
- راحتتر با درمانهای پزشکی کنار میآید
- کمتر دچار اضطرابهای درمانی میشود
- و اعتماد بیشتری به پزشک و سیستم درمانی دارد
این یعنی انتخاب درست امروز، فقط یک مراجعه راحتتر نیست؛
بلکه ساختن یک الگوی ذهنی سالم برای آینده کودک است.
در مقابل، کودکانی که تجربههای منفی و ترسناک دارند، معمولاً:
- درمان را به تعویق میاندازند
- همکاری نمیکنند
- و گاهی حتی سلامت خودشان را به خطر میاندازند
این تفاوت، اغلب از «محیط» شروع شده است.
چرا بعضی کودکان «همکاری نمیکنند»؟
بسیاری از والدین گمان میکنند کودکشان «لجباز» یا «بدقلق» است،
اما واقعیت این است که بیشتر کودکان وقتی همکاری نمیکنند، در حال دفاع از احساس ناامنی خود هستند. آنها معمولاً ناآرام میشوند چون:
- احساس ناامنی دارند
- کنترل شرایط از دستشان خارج شده است
- یا تجربه قبلی بدی از درمانهای دندانپزشکی داشتهاند
محیط کودکمحور و آرام، این موانع را بهتدریج از بین میبرد ، نه با اجبار، بلکه با ایجاد حس امنیت و اعتماد. وقتی کودک احساس کند شنیده میشود و حق انتخاب دارد، همکاری برایش یک واکنش طبیعی خواهد بود،
نه یک اجبار.
انتخاب امروز، خاطره فردا
کودک شاید جزئیات را فراموش کند، اما حس کلی تجربه را هرگز از یاد نمیبرد.
او به خاطر میسپارد که:
- آیا در آن فضا احساس امنیت داشت یا نه
- آیا با احترام با او رفتار شد یا نه
- آیا مجبور شد یا همراهی شد
این احساسها، تنها خاطرههای گذرا نیستند؛
بلکه سنگبنای شکلگیری شخصیت، اعتماد به نفس و نگرش کودک نسبت به درمان و مراقبت از بدنش در آینده خواهند بود.
یک دعوت صمیمی به والدین
اگر فرزند شما در آستانه اولین تجربه دندانپزشکی است، یا اگر قبلاً تجربه سختی داشته، امروز بهترین زمان برای یک انتخاب آگاهانه است.
مطب دندانپزشکیای را انتخاب کنید که:
- کودک را جدی میگیرد
- ترس را انکار نمیکند
- و محیط را بخشی از درمان میداند
این انتخاب، فقط یک مراجعه نیست؛
هدیهای است برای آرامش امروز و سلامت روان فردای کودک شما.
مرکز دندانپزشکی تخصصی کودکان
دکتر سیده فاطمه محمودآبادی
متخصص دندانپزشکی کودکان
درمان تخصصی کودکان در محیطی آرام، امن
و متناسب با دنیای کودک
رزرو نوبت و مشاوره
سوالات متداول
بله. کودک دندانپزشکی را با احساسات تجربه میکند، نه با منطق. رنگها، صداها، نور، بوها و رفتار پرسنل در همان دقایق اول به کودک پیام میدهند که فضا «امن» است یا «تهدیدکننده». اگر این پیام منفی باشد، ترس شکل میگیرد—even قبل از شروع درمان.
چون اولین تجربه، الگوی ذهنی کودک را میسازد. کودک ممکن است جزئیات درمان را فراموش کند، اما احساسی که در آن تجربه داشته (ترس یا امنیت) سالها در ذهنش میماند و بر همکاری او در مراجعات بعدی—even در بزرگسالی—تأثیر میگذارد.
در اغلب موارد خیر. کودک، مخصوصاً در سنین ۳ تا ۹ سال، هنوز دنیا را منطقی تحلیل نمیکند. او قبل از فهمیدن، احساس میکند. بنابراین توضیحهای منطقی بدون ایجاد حس امنیت، معمولاً تأثیر زیادی در کاهش ترس ندارند.
چون این فضاها برای سرعت و درمان بزرگسالان طراحی شدهاند، نه برای دنیای احساسی کودک. ابزارهای فلزی، فضای رسمی، رنگهای سرد و نبود عناصر کودکمحور به کودک پیام میدهد که «این فضا برای تو نیست» و همین باعث اضطراب و مقاومت میشود.
محیط کودکمحور فقط رنگی و شاد بودن نیست. یعنی:
- کودک دیده و شنیده میشود
- به احساساتش احترام گذاشته میشود
- فضا، رفتار پرسنل و روند درمان متناسب با دنیای کودک طراحی شده است
چنین محیطی بدون اجبار، اعتماد ایجاد میکند.
بسیار زیاد. اضطراب کودک اغلب از اتاق انتظار شروع میشود. فضای خشک، ساکت و رسمی میتواند اضطراب را تشدید کند؛ در حالیکه اسباببازی، تصاویر کودکانه و فضای دوستانه ذهن کودک را آرامتر میکند و همکاری او را در اتاق درمان افزایش میدهد.
کاملاً. کودک بهشدت به واکنشهای والدین توجه میکند. جملاتی مثل «نترس» یا اضطراب پنهان والد، به کودک پیام میدهد که «واقعاً چیزی برای ترسیدن وجود دارد». آرامش والد، بخش مهمی از محیط امن کودک است.
چون کودکی که در محیط درمانی احساس امنیت میکند:
- در آینده همکاری بیشتری دارد
- اضطراب درمانی کمتری تجربه میکند
- و رابطه سالمتری با پزشک و درمان دارد
این یعنی آرامش امروز، سلامت روان فردای کودک